Quantcast
آذر ۱۸, ۱۳۹۷
December 9, 2018
IMG-20180909-WA0154

 گروه ۲۳۰، گروه پسران خورشید، در رشته کارشناسی مهندسی مکانیک در دانشگاه علم و صنعت تهران مشغول به تحصیل‌اند و تصمیم دارند به دلیل وجود مشکل و کمبود آب و شرایط بحرانی آب قابل شرب بسیاری از شهرهای ایران در مورد تولید دستگاه آب شیرین‌کن خورشیدی به روش فراصوت در کشور چین تحقیق کنند.


آنچه می‌خوانید گزارش هشتمین روز از سفر تحقیقاتی پسران خورشید در چین است.

هشتمین روز در چین:

روز قبل، بعد از ملاقات اطلاعات تازه و نتایجی بسیار جالبی بعد از بازدید از نمونه ساخته شده نزدیک به طرح ما در اختیارمان قرار گرفت، لذا ضروری بود تا در مورد طرحمان مفصل صحبت کنیم و تصمیمات جدیدی بگیریم. از طرفی می بایست تا ۱۲ ظهر هتل را تحویل می دادیم و به سمت شهر بعد حرکت می کردیم. با توجه کم شدن یوان ها لازم بود تا مقداری دلار نیز تبدیل کنیم. پس صبح بعد از بیدار شدن از خواب به دو گروه تقسیم شدیم تا کارها با سرعت بیشتری صورت بگیرد. بعد بحث در مورد ملاقات دیروز و اتخاذ تصمیماتی در مورد طرح به ادامه کار های سفر پرداختیم. یک گروه به سراغ تبدیل کردن دلار ها رفتیم و گروه دیگر به ایستگاه قطار رفت تا بلیط دژو را تهیه کند.

گروه اول با پاسپورت راهی بانک شدیم، اما بانک اول که نزدیک هتل هم بود، از تبدیل کردن پول ما خودداری کرد و از ما خواست تا به Bank of China مراجعه کنیم. در مسیر به چند بانک دیگر مراجعه کردیم.

با دیدن پاسپورت ایرانی مان از تبدیل کردن پول ما خودداری کردند و باز هم از ما خواستند به Bank of China مراجعه کنیم. به Bank of China که تنها امید ما برای تبدیل کردن بود وارد شدیم. خانمی از ما پاسپورت خواست و سپس از ما خواست منتظر بمانیم، بعد از برقراری تماسی که سرشار از بگو بخند و خوش و بش به زبان چینی با عذر خواهی به ما گفت که این امکان برای ((ما)) مقدور نیست. ما که بسیار سرخورده شده بودیم از بانک خارج شدیم.

با ایرانی‌هایی که در شانگهای با آنها آشنا شدیم بودیم تماس گرفتیم و از آنها راهنمایی خواستیم. آنها به ما یک دانشجوی ایرانی ساکن نانجینگ به نام سما  را معرفی کردند. بعد از برقراری تماس به ما گفته شد که شما نمی تواند در این شهر پول تبدیل کنید. این حرف مثل آب یخی بود که تمام انرژی ما را برای باقی روز گرفت اما به ناچار به دونفر دیگر پیوستیم و بلیت قطار را تهیه کردیم.

بعد از تهیه بلیت قطار به هتل برگشتیم و چمدان خود را از هتل تحویل گرفتیم. باران شروع به باریدن کرد. با چمدان های خود به سمت ایستگاه تاکسی رفته، اما راننده های تاکسی به خاطر شرایط هوایی نامناسب و گرفتن پول بیشتر از ما خواستند که دو تاکسی بگیریم، اما با اصرار و چونه فراوان با یک تاکسی راهی ایستگاه قطار شدیم. از آنجایی که که مقداری دیر به ایستگاه رسیده بودیم، با عجله وارد قطار شدیم و به سمت dezhou حرکت کردیم.

در قطار از مردم می‌خواستیم که هنگامی که به dezhou رسیدیم ما را راهنمایی کنند اما چندان آشنایی با این شهر وجود نداشت، برای همین ما انتظار یک شهر بسیار کوچک با ساختار قدیمی داشتیم که در کنار آن solar valley ساخته شده. با ورود به شهر هوا تاریک بود. ابتدا لوکیشن هتل را در گوگل سرچ کردیم. در گوگل لوکیشن هتل به قدری نزدیک بود که تصمیم گرفتیم پیاده برویم. وقتی به مقصد رسیدیم هتلی وجود نداشت. با پرس و جو از اهالی شهر فهمیدیم که solar valley در فاصله دوری از مرکز شهر قرار دارد.

مردم مهربان شهر برای ما تاکسی گرفتند. از قضا راننده ی تاکسی بسیار مرد خوبی بود و با اینکه چمدان ها به صورت استاندارد در صندوق عقب جا نمیشد، با طنابی چمدان هایمان را پشت ماشین قرار داد. در مسیر همه جای شهر تاریک بود و چیز خاصی نمایان نمیشد، اما چیزی که حیرت ما را برانگیخت رانندگی راننده تاکسی بود. با وجود اینکه در خیابان سه بانده ما تنها اتومبیلی بود که حرکت میکردیم، راننده تمام قوانین راهنمایی و رانندگی از قبیل سرعت مجاز، ایستادن پشت چراغ قرمز، راندن بین خطوط را رعایت میکرد.

به هتل رسیدیم. بیشتر چراغ ها خاموش بودند. بعد از check in هتل وارد اتاق شدیم و خوابیدیم تا روز بعد با انرژی تمام به بازدید از solar valley که بسیار مشتاق به بازدیدش بودیم، بپردازیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


کد امنیتی تصویر جدید


ويدئو