قدرت ارتباطات واقعی در دل طبیعت قطب شمال | کمپین رادیو خوشبینی LG
بیش از ۴۵۰ کیلومتر بالاتر از مدار قطب شمال، جزیرهای به نام «ربنهسویا» (Rebbenesøya) قرار دارد؛ جایی که برای «آن آیلین لنرت» (Ann Eileen Lennert)، انسانشناس محیطزیستی، هم پناهگاه است، هم محل کار. او در این جزیره، رهبری یک پروژه احیای جنگلهای دریایی (کلپ) را بر عهده دارد؛ پروژهای که پیوند میان انسان و دریا را بررسی میکند و در این مسیر، معنا و آرامش را بازمییابد.
با وجود اینکه کار او اغلب او را از خانوادهاش دور میکند، اما آن کشف کرده است که ارتباطات واقعی حتی در فاصلههای زیاد نیز میتوانند شکوفا شوند.
در فیلم مستندگونهی کوتاهی از برند LG با عنوان «رادیو خوشبینی» (Radio Optimism)، داستان آن در مرکز توجه قرار گرفته است؛ داستانی که مفهوم ارتباطات اصیل فراتر از تعاملات سطحی را در عصری که پر از گسست انسانی است، بازگو میکند.
در ادامه، گفتوگوی اختصاصی با آن آیلین لنرت درباره زندگیاش، دیدگاهش و معنای واقعی «ارتباط» را میخوانید.
معرفی و شروع
خودتان را برای ما معرفی میکنید؟
من یک انسانشناس محیطزیستی هستم و مطالعه میکنم که انسانها چگونه با طبیعت ارتباط برقرار میکنند – و اینکه این پیوند چگونه میتواند الهامبخش حفاظت، احیا و حس مسئولیت مشترک شود. اینکه واقعاً برای طبیعت اهمیت قائل باشیم.
کار من اغلب من را به مناطق دورافتادهای مثل ربنهسویا میبرد، جایی که ساختن انگیزه و جامعه بر پایه همین تلاشها، هسته اصلی کار من است.
درباره کمپین «رادیو خوشبینی» از LG
چه چیزی شما را به کمپین LG جذب کرد؟
در ابتدا، ارتباط برایم فقط به معنی نزدیکی احساسی با خانواده بود، حتی اگر فیزیکی از آنها دور باشم. اما با گذر زمان، این مفهوم برایم گسترش یافت. حالا شامل ارتباط ما با طبیعت، با مکانها و با یکدیگر نیز میشود.
به همین دلیل، این کمپین برایم بسیار طبیعی و صمیمی بود – چون فراتر از تعاملات سطحی میرود و به چیزی عمیقتر اشاره میکند.
راستش را بخواهید، انتظار این سطح از احساس را از برندی که معمولاً آن را با الکترونیک میشناختم، نداشتم. تجربهای شگفتانگیز و معنادار بود.
معنا و ارزش ارتباط واقعی
در روابط خود، بیش از هر چیز چه چیزی برایتان ارزش دارد؟ چگونه یک ارتباط واقعی شکل میگیرد؟
برای من هیچ چیز جای تعامل حضوری را نمیگیرد – جایی که میتوان زبان بدن را خواند، انرژی طرف مقابل را حس کرد و در سطحی عمیقتر ارتباط برقرار کرد.
من روابطی را دوست دارم که حتی اگر مدت زیادی از هم دور بودهایم، وقتی دوباره کنار هم هستیم انگار هیچ زمانی نگذشته است. این یعنی ارتباط واقعی.
خانواده برایم جایگاه ویژهای دارد. خانواده ما کوچک است و دور از اقوام زندگی میکنیم، پس تلاش زیادی میکنیم که نزدیک، صادق و از نظر احساسی در دسترس بمانیم – حتی در فاصلههای دور.
پیوند مادرانه، فراتر از فاصلهها
دور بودن از فرزندانتان باید دشوار باشد. چگونه با آنها در ارتباط میمانید؟
بله، سخت است. اما زمانهایی که با هم هستیم برایم بسیار ارزشمند است و حتی وقتی دور هستم، سعی میکنم این پیوند را حفظ کنم.
من فرزندانم را در کارهایم دخیل میکنم – چه میدانی باشد، چه قایقرانی یا حتی غواصی آزاد. این تجربههای مشترک کمک میکنند تا با هم هماهنگ بمانیم و نزدیکیمان حفظ شود.
یکی از لحظات موردعلاقهام در فیلم LG، شنیدن آهنگ اختصاصی بود که فرزندانم در کمپین «رادیو خوشبینی» برای من خلق کردند. آنها حرفهای شیرینی زدند، مثل اینکه چگونه من را میبینند، و حتی از «ژاکت لامای خجالتآورم» و «گوشوارههای کلپم» گفتند! لحظهای بامزه، شیرین و پر از نزدیکی واقعی خانوادهای ما بود.
موسیقی، کلید خاطرهها
موسیقی چه نقشی در زندگی شما دارد؟
خیلی زیاد! موسیقی حال و هوای ما را میسازد و خاطرهها را زنده میکند. ما برای تعطیلات تابستانی پلیلیستهای خاصی داریم و من اغلب روزم را با آهنگی شاد شروع میکنم.
شگفتانگیز است که یک آهنگ چگونه میتواند شما را به لحظهای خاص در گذشته برگرداند و پیوندی دوباره با خاطراتتان ایجاد کند.
اگر شما میتوانستید آهنگی مخصوص برای کسی بسازید…
برای چه کسی آهنگ اختصاصی میساختید؟
برای مادرم. او عاشق موسیقی است و اکنون روزهای سختی را میگذراند. یک آهنگ میتواند راهی صمیمی برای حمایت و ارتباط باشد.
همچنین برای فرزندانم آهنگی میساختم – چیزی بازیگوشانه درباره خاطرات مشترکمان. شاید هم کمی شیطنتآمیز درباره اینکه چه کسی باید زباله را بیرون ببرد یا ماشین ظرفشویی را خالی کند!
من باور دارم که باید لحظات کوچک و شادیآور زندگی را جشن گرفت – به هر شکلی که میتوانیم.
منبع خوشبینی: طبیعت و اجتماع
خوشبینی شما در صحبتهایتان کاملاً پیداست. چطور این روحیه را حفظ میکنید؟
مردم میگویند من مثل یک «پرتو خوشبینی» هستم، و فکر میکنم دلیلش وقت گذراندن در طبیعت است – بهویژه همراه با خانوادهام.
طبیعت به شما دید، تواضع و شگفتی میآموزد. زندگی در جامعهای صمیمی مانند ربنهسویا نیز بسیار کمک میکند. همسایهها مهربان هستند و احساس عمیقی از مراقبت متقابل وجود دارد. ما حواسمان به هم هست.
حتی در روزهای سخت، من به دنبال چیزی میگردم که آن را «جایزه مثبت» مینامم – چیزی کوچک که روحیهام را بالا ببرد، مثل آشپزی، گوش دادن به موسیقی یا قدم زدن ساده.
آیندهای روشن با طبیعت
برنامههای آینده شما چیست؟ چه پروژههایی هیجانزدهتان میکند؟
میخواهم همچنان بررسی کنم که چگونه ارتباط با طبیعت و مشارکت در فعالیتهای علمی مردمی میتواند درک و دلسوزی مردم نسبت به محیطزیست را تغییر دهد.
یکی از بزرگترین رؤیاهایم، ساخت «باغهای زیرآبی» است – با الهام از غواصان سنتی زن کره جنوبی موسوم به «هانیو» (Haenyeo). یادگیری از خرد آنها و بررسی اینکه چنین چیزی حتی در نواحی شمالی مثل مدار قطب امکانپذیر است یا نه، برایم بسیار هیجانانگیز خواهد بود.
چنین پروژههایی به من انگیزه میدهند. همه چیز در مورد بازسازی پیوندها و خلق ارتباطات معنادار است: با مردم، با طبیعت و با یک هدف مشترک. باور دارم این مسیر میتواند ارزشها، تجربهها و خاطراتی نو بسازد – خاطراتی که فرزندان و نوههای ما نیز در آینده از آن بهرهمند شوند. اینجا جایی است که من شادی و انگیزهام را پیدا میکنم.
وقتی با آهنگ در ارتباط باشیم، زندگی خوب است!
داستان زندگی آن را در فیلم «رادیو خوشبینی» تماشا کنید و شما نیز آهنگ اختصاصی خود را برای فردی خاص در سایت RadioOptimism.lg.com بسازید.

نظر دهید